نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۷ عبید زاکانی

عبید زاکانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ما گدایان بعد از این از کار و بار آسوده‌ایم

چون به روزی قانعیم از روزگار آسوده‌ایم

هرکسی بر قدر همت اعتباری کرده‌اند

ما توکل کرده‌ایم از اعتبار آسوده‌ایم

دیگران در بحر حرص ار دست و پائی میزنند

ما قناعت کرده‌ایم و بر کنار آسوده‌ایم

در پی مستی خماری بود و ما را وین زمان

ترک مستی چون گرفتیم از خمار آسوده‌ایم

اهل دنیا فخر خود جویند و عار دیگران

حالیا ما چون عبید از فخر و عار آسوده‌ایم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، گدایان ابراز می‌کنند که از زندگی و شرایط خود راضی‌اند و به قناعت دست یافته‌اند. آنها با مقایسه خود با دیگران، که در تلاش برای ثروت و فخر هستند، نشان می‌دهند که زندگی ساده و قناعت‌آمیز برایشان آرامش بیشتری به همراه دارد. به عبارتی، آنها با ترک آرزوهای دنیا و پرهیز از حرص و طمع، به نوعی از درد و رنج آزادی یافته‌اند و احساس راحتی و آسودگی می‌کنند.