نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۵ عنصری

عنصری بلخی / قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای ماه سیه پوش تو روشن شده ماهی

هم شمع سرای من و هم پشت سپاهی

از قامت و قدّ تو برد سرو بلندی

وز حلقۀ زلف تو برد قیر سیاهی

جانم به صلاح آید از آن نوش لب تو

گر باز نیفزاید چشم تو تباهی

یعقوب اگر زنده شود باز به عالم

نشناسدت ای ترک ز پیغمبر چاهی

خسته دلم ای بت بگشایی و ببندی

چون زلف به رخ بر بفزائی و بکاهی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و احساسات شاعر را نسبت به او بیان می‌کند. شاعر معشوق خود را به ماهی زیبا تشبیه می‌کند و درباره‌ی قامت و زلف او صحبت می‌کند که باعث جذب و افتخار او می‌شود. همچنین، شاعر از تاثیر لب‌های معشوق بر جانش می‌گوید و ابراز می‌کند که دیدن چشم‌های او ممکن است عذاب‌آور باشد.در انتها، شاعر به حال و روز دل خسته‌اش اشاره می‌کند و می‌خواهد که معشوقش به او امید و آرامش بخشد.