شمارهٔ ۱۳۶ عنصری
عنصری بلخی / قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای ترک میر، فتنهٔ یغما و خلخی
هم سرو مشک زلفی و هم ماه گلرخی
همچون بهار خرّم در دیده خرمی
همچون همای فرّخ بر بنده فرخی
در جادویی معلم پیران بابلی
در نیکوئی مقدم ترکان خلخی
مشکین خطی پس از چه سبب سیم عارضی
شیرین لبی پس از چه سبب زهر پاسخی
خارج شود ز نعت خطت طبع عنصری
عاجز شود ز وصف لبت وهم فرخی
تا همچو یوسفی به لطیفی و خرمی
بر جمع خلق حجت اهل تناسخی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و جذابیت یک فرد ترک (احتمالاً معشوق) است که ویژگیهای منحصر به فردی دارد. شاعر از زیباییهای ظاهری او، همچون زلفهای خوشبو و چهره دلربا، میگوید و به خاطر این زیباییها به تحسین او میپردازد. او همچنین به شوق و خرمیای اشاره دارد که این فرد در دلها ایجاد میکند. شاعر بیان میکند که حتی عاشقترین شاعران و نویسندگان نیز از توصیف زیباییهای او عاجز هستند و به او به عنوان یک حجت و معجزه در بین مردم نگاه میکند. در کل، شعر نگاهی عمیق به جذابیت و تأثیر مثبت این شخص در جامعه دارد.