نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱ عرفی

عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

امید عیش کجا و دل خراب کجا

هوای باغ کجا، طائر کباب کجا

به می نشاط جوانی به دست نتوان کرد

سرور باده کجا، نشئهٔ شباب کجا

به ذوق کلبهٔ رندان کجاست خلوت شیخ

حریم کعبهٔ خلوت کجا، شراب کجا

بلای دیده و دل را ز پی شتابانم

کسی نگویدم ای خان‌ومان خراب کجا

بلندهمتی ذره داغ می‌کندم

وگرنه ذره کجا، مهر آفتاب کجا

نوای عشق ابد می‌سرود عرفی دوش

کجاست مطرب و آهنگ این رباب کجا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این ابیات، شاعر به تضادهای زندگی و احساسات انسانی می‌پردازد. او از دوری و نارسایی‌های عشق و خوشی‌ها سخن می‌گوید و به تفاوت میان شادی و ناامیدی اشاره می‌کند. شاعر به چالش‌های روحی و عاطفی خود اشاره کرده و به دلتنگی و خستگی اشاره می‌کند. او همچنین به آرزوهای خود و فقدان لذت‌های جوانی و بزم می‌پردازد. در نهایت، به جستجوی عشق و زیبایی و کوشش برای پیدا کردن شور زندگی پرداخته و از فقدان موسیقی و هنر در این دنیای ناکامل گلایه می‌کند.