غزل شمارهٔ ۵ عرفی
عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
می کش و مست عشوه کن، نرگس می پرست را
میکده ی کرشمه کن، گوشه ی چشم مست را
آمده فوج تازه ای ، جمله شهادت آرزو
خیز و شراب و دشنه ده ،غمزه ی تیز مست را
خیز و سماع شوق کن، چند به حکم عافیت
در شکنی به گوش دل، زمزمه ی الست را
زلف شکن فروش را ، بر دل من متاع کش
یاد زمانه ده ز نو، قاعده ی شکست را
گرم زیارت حرم، گشت ز بیخودی ، ولی
یا صنم است بر زبان، عرفی بت پرست را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
اشعار به توصیف حالاتی از عشق و مستی پرداخته و از جذابیتهای معشوق و زیباییهای میکده صحبت میکند. شاعر دعوت میکند که به شادی و عشق پرداخته و از زندگی لذت ببرد. او همچنین از یادآوری شکست و زخمهای گذشته سخن میگوید و به نوعی از دیوانگی و اشتیاق برای نزدیک شدن به معشوق و تجربههای روحانی در حرم صحبت میکند. در نهایت، تاکید بر اهمیت عشق و زیباییهای آن دارد.