غزل شمارهٔ ۱۱۱ عرفی
عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای دل پیاله گیر که وقت صبوح تست
کز فیض جمله فتح، محل فتوح تست
آیینه ای که صورت و معنی نمایدت
دست است، گر جمله سوخته، در جیب روح تست
اسباب عفو را، چه به ما، جلوه می دهی
ما توبه دشمنیم و ستم را صبوح تست
اهل مسیح را به فلک بر، مسیح وار
این گریه من است، نه توفان نوح تست
یاران ز شیر دختر رز در صبوحی اند
عرفی تو جام زهر کش، کین صبوح تست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از حافظ در مورد لذت و شادیهای صبحگاهی و اهمیت لحظههای خاص زندگی است. شاعر به دل خود میگوید که وقت صبح است و باید از فیض و برکات آن بهرهمند شود. او به زیباییهای دنیا و نقش آنها در روح انسان اشاره میکند و همچنین توبه و بخشش را مطرح میکند. در نهایت، شاعر به یاران و دوستان خود اشاره میکند و میگوید که آنها نیز باید از این لحظات شیرین بهرهمند شوند، حتی اگر در زندگی سختیهایی وجود داشته باشد.