غزل شمارهٔ ۱۳۲ عرفی
عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای دل حدیث صبر شنیدن ز بهر چیست
زهر است در پیاله، چشیدن ز بهر چیست
ای عیش غم که مرهم آسایش منی
در زخم سینه نرم خلیدن ز بهر چیست
کشت وفا عزیز تر است ای نسیم وصل
چندین به شوره زار وزیدن ز بهر چیست
این دشت را سموم نسیم است و شعله آب
این سبزه را امید دمیدن ز بهر چیست
عرفی خمار عشق عذابی است بس الیم
جامی بکش، عذاب کشیدن ز بهر چیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به تأمل در مورد دردها و مصائب عشق میپردازد. او از صبر کردن و تحمل زهر عشق میپرسد که چرا باید این دردها را به جان بخرد. همچنین از عیش و خوشیای که خود به نوعی مایه غم است، شکایت میکند و به این فکر میکند که وفای واقعی و دوست داشتن از شورهزار زندگی چه ارزشی دارد. شاعر در نهایت به این نتیجه میرسد که زندگی در این دنیای پر از عذاب و درد چه معنایی دارد و از چشیدن جام عشق با وجود عذابهایش سخن میگوید. این شعر احساسات عمیق و تناقضهای عشق را به تصویر میکشد.