غزل شمارهٔ ۱۳۳ عرفی
عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
گر می نخورده ای ز منت انفعال چیست
ای خون شرم ریخته این رنگ آل چیست
کی لازم است باده کشیدن ز جام زر
مقصود تو اگر این است، قصور سفال چیست
حسرت نگر که مست نگاه است چشم من
آگه نی ام که شرم چه و انفعال چیست
مردیم عرفی ز غم آن طفل خرد سال
معلوم ما نشد که بر این ابتهال چیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به مفهوم انفعال و شرم میپردازد و از حالتی سوال میکند که چرا باید از نوشیدن باده و لذت بردن خجالت کشید. او به نگاه مست و شیفتهی خود اشاره میکند و از غم و اندوهی که بر دلش نشسته است سخن میگوید. در نهایت، از فقدان شناخت و عدم درک مفهوم ابتهال و حالتی که بر سر آن است، ابراز ناتوانی میکند.