نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۳۶ عرفی

عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

زخم کاویدن بر او الماس بستن کار کیست

رسم غم خواری نکو می داند این غمخوار کیست

مشتری بودن نه حد ماست در بازار دوست

چشم بستن از متاع، آخر ببین بازار کیست

این وصال جاودان، وین لطف روز افزون، دلا

منتم بر دیده، لیک از گریه ی بسیار کیست

طعنه بر آرایش دست و میان ما مزن

چون نه ای آگه که ناقوس که و زنار کیست

لب به دندان، دست در زیر زنخ دارد مسیح

گفته ای ای همنشین گویا که این بیمار کیست

از شهیدان کوچه های قدسیان، عرفی تو راست

زهره ای داری بگو کز غمزه ی خونخوار کیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی موضوعات عشق، درد و حقیقت می‌پردازد. شاعر از زخم و غم می‌گوید و تأمل می‌کند که چه کسی می‌تواند درد دیگران را درک کند. او به بازار دوستی اشاره می‌کند و می‌گوید که نباید از ارزش واقعی دوستی و عشق غافل شد. همچنین، از زیبایی و محبت سخن می‌گوید و به شناخت واقعی از دیگران و خود اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر به مرگ و شهادت نیز اشاره می‌کند و این که آگاهی از درد و رنج دیگران چه معنایی دارد. به طور کلی، شعر تأملی عمیق بر روی روابط انسانی و احساسات درونی است.