غزل شمارهٔ ۱۳۸ عرفی
عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
یک سخن نیست که خاموشی از آن بهتر نیست
نیست علمی که فراموشی از آن بهتر نیست
اینک اصحاب حرم ، جرعه زنی، نزع و صلاح
کو صلاحی که قدح نوشی از آن بهتر نیست
گرچه از هم نفسان جمله وفا می بینم
آن وفا کو که جفا کوشی از آن بهتر نیست
هست هشیاری آسوده دلان قابل راز
این قدر هست که بیهوشی از آن بهتر نیست
گفتی ام عیب تو عرفی، به چه پوشیم، بگو
هر لباسش که تو پوشی از آن بهتر نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی مفاهیمی از جمله خاموشی، فراموشی و وفا میپردازد و به این نتیجه میرسد که بسیاری از حالات و احساسات انسانی در مقایسه با حالتهای دیگر، دارای ارزش کمتری هستند. شاعر تاکید میکند که در مواقعی، سکوت و فراموشی به مراتب بهتر از ابراز احساسات و زخمهای روحی است. همچنین، او در مورد وفاداری و جفا سخن میگوید و میگوید که وفا از جفا برتر نیست. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که هیچ چیز را نمیتوان به سادگی عیبپوشی کرد و هر لباسی که برای پنهان کردن عیوب بر تن کنیم، نسبت به عیوب خودمان بیفایده است.