نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۶۶ عرفی

عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

خوش آن محفل که از می گر سرایم رو بسوزاند

به هر جانب که غلتم داغ در پهلو بسوزاند

میا در باغ ما رضوان که نخل آرای این گلشن

به هر جانب که رو آرد، نسیمش رو بسوزاند

لبم گر با ترنم آشنا گردد در این معنی

صد آتش خانه از یک نعره ی یا هو بسوزاند

ز بهر عافیت زانو نرنجانی که از گرمی

سر شوریده ی من عشق را زانو بسوزاند

اگر یک دم نفس در دل نگهدارم، ز هر مویم

جهد برقی که چندین خانه از هر سو بسوزاند

چنان با نیک و بد عرفی، به سر بر کز پس مردن

مسلمانت به زمزم شوید و هندو بسوزاند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ عشق و شوق به می‌نوشی و دل‌تنگی‌های ناشی از آن است. شاعر به زیبایی توصیف می‌کند که چگونه هر بار که به یاد عشق و می‌افتد، آتش درونش شعله‌ور می‌شود. او به محفل‌هایی اشاره می‌کند که با عشق و می عشق‌آفرین هستند و باز هم زوایای دل را می‌سوزانند. به طور کلی، شعر حس عمیق عاشقانه و اشتیاق شدید برای تجربهٔ عشق را به تصویر می‌کشد. در نهایت، شاعر به تلاش و جهد برای حفظ این احساسات و اثرات آن‌ها بر روح و وجود خود اشاره می‌کند.