نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۷۲ عرفی

عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

خم بجوش آمد، بگو چون توبه اکنون بشکند

توبه ای کز بی شرابی کرده ام چون بشکند

در چمن هرگز نکرد آن سرو قامت جلوه ای

کز خجالت باغبان صد نحل موزون بشکند

بر دهانش زن گر آرد نام همت بر زبان

تشنه ای کو جام جم بر فرق جیحون بشکند

گر دهم جامی به عشاق از خراب شوق دوست

بوی لیلی گر بیاید رنگ مجنون بشکند

در بیان شعر عرفی وقت آن خوش گر فتد

لفظ را بر لب بپیچد، شأن مضمون بشکند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به مفهوم توبه و عشق اشاره می‌کند. او می‌گوید که توبه‌ای که بر اثر بی‌شرابی و دوری از عشق ایجاد شده، به آسانی شکسته می‌شود. همچنین به زیبایی‌ها و حسرت‌هایی که در عشق وجود دارد، اشاره می‌کند و می‌گوید که زیبایی‌های طبیعی و محبت نیز تحت تأثیر این احساسات خاص قرار می‌گیرند. در نهایت، شاعر بیان می‌کند که وقتی زمان شعر گفتن می‌رسد، واژه‌ها به شکلی زیبا و معنادار بر زبانش جاری می‌شوند.