نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۷۳ عرفی

عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

درد کیشان همه ناموس کش کیش همند

غمگسار هم و ناسور کن نیش همند

صبح تا شام گدای هم و شب تا به سحر

شکر دریوزه گذار دل ریش همند

زان به صورت بشتابند و به آمیزش هم

که به خلوتگه معنی همه در پیش همند

دست از ین جمع پریشان بنمای، کایشان

همه بیگانه ی خویشند و بی خویش همند

کفر و دین را ببر از یاد که این فتنه گران

در بد آموزی ما مصلحت اندیش همند

عرفی این نکته ی مجموعه ی احباب نویس

که محبان وفا تازه کن ریش همند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر درد و غم انسان‌هاست که به خاطر عشق و رابطه‌های انسانی دچار رنج و پریشانی هستند. شاعر به تنگناها و مشکلات عشق اشاره می‌کند و به این نکته می‌پردازد که افراد، در حالی که به یکدیگر نزدیک‌اند، در واقع از هم‌یگی و وفاداری دورند. او همچنین به این نکته تأکید می‌کند که درگیری‌های مذهبی و اعتقادی نباید ما را از محبت و همدلی بازدارند، زیرا این مشکلات تنها نتیجه‌ی نادانی و فتنه‌گری‌اند. در نهایت، شاعر به افرادی که به عشق و دوستی وفادارند، اشاره می‌کند و می‌گوید که با محبت می‌توان این دردها را تسکین داد.