نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۸ عرفی

عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

نی مهر دوست دارم ، نی کین دشمنان را

یک طور دوست دارم بی مهر و مهربان را

غم می کشد عنانم من هم شتاب دارم

از هم دعا بگویند یاران شادمان را

مستانه گر بتازم، عیبم مکن که شوقش

گرمی دهد به مرکب، نرمی دهد عنان را

گفتم به گوش توفیق، ای دشمن مروت

تا کی فراق خرمن این مور ناتوان را

گفتا مروت این است، کز پا در افکنیمش

تا آن که جوید از غیر، وز خود نیابد آن را

آوارگیست رهبر در وادی محبت

توفان بود معلم دریای بی کران را

عرفی به گیتی از خلد آمد که باز گردد

غافل که تازه پرواز گم سازد آشیان را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسات شاعر نسبت به دوستان و دشمنان است. شاعر می‌گوید که محبت او به دوستان تنها از روی مهر و تفاهم نیست و نسبت به دشمنان نیز کینه‌ای ندارد. او از غم و رنجی که در دل احساس می‌کند سخن می‌گوید و تمایل به شاد بودن یارانش دارد. شاعر از شوق و عشق به محبوبش سخن می‌گوید و از دوستانش می‌خواهد که عیب او را به خاطر این شوق نبخشند. همچنین اشاره می‌کند که مروت واقعی این است که به کسی که نیاز دارد کمک کنیم و از خود خواهی بپرهیزیم. در نهایت، شاعر به آوارگی خود در مسیر عشق و رنج‌های آن اشاره می‌کند و به فهم عمیق‌تری از زندگی و محبت می‌رسد.