غزل شمارهٔ ۲۲ عرفی
عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
از تو نوشت و داد دل آرمیده را
غم نامه های شسته و صد ره دریده را
شادم که در تپیدن خاصی فکنده ام
هر ذره از وجود دل آرمیده را
الماس ریزه کس نخرد در دیار عشق
کانجا به توتیا نبود صلح دیده را
آورده ام به کف سر زلفی که بر دلم
شب کرده صبح عافیتی نادمیده را
عرفی به زیر تیع مشو مضطرب که هست
اجری دگر ، شهیدِ به خون در تپیده را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر احساسات عمیق و غمهای عاشقانه را بیان میکند. شاعر از درد دلها و غمنامههایش میگوید و به شادی ناشی از تپش خاص دل اشاره میکند. او میفهمد که در عشق، ارزش واقعی وجود دارد و نمیتوان آن را با چیزهای مادی مقایسه کرد. شاعر همچنین از زیبایی و جذابیت معشوقش یاد میکند که مایه آرامش و جبران مشکلات زندگیاش است. در نهایت، او از بیتابی و اضطراب در عشق صحبت میکند و به شهیدانی اشاره میکند که به خاطر عشق خود جانشان را از دست دادهاند.