نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۸۶ عرفی

عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

تا بوی نعیم ستم از خوان تو یابند

جان های شهیدان همه مهمان تو یابند

مهمان تو جمعی و مرا غم که مبادا

سوز دل ریشم ز نمکدان تو یابند

سازند به محشر هدف تیر ملامت

آن دست که کوتاه ز دامان تو یابند

آبی که بود تشنگی افزای مسیحا

زهریست که در کام شهیدان تو یابند

ای رفته به مصر از پی فرزند، به کنعان

هشدار که او را ز گریبان تو یابند

جان دو جهان را که دم حشر بجویند

یک یک ز سر نشتر پیکان تو یابند

معراج ملایک به جز این نیست که در عشق

پروانگی شمع شبستان تو یابند

عرفی چه بود ناز و نعیم تو که دایم

ماتم زدگان را همه مهمان تو یابند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حالتی عاشقانه و عرفانی می‌پردازد و نگاهی عمیق به مفهوم میهمانی و قربانی شدن دارد. شاعر از بوی نعیم و مهمانی شهیدان سخن می‌گوید و بیان می‌کند که غم ناشی از فراق محبوب لحظه‌ای از دل او رخت برنخواهد بست. در محشر، آنانی که از دامان محبوب دور مانده‌اند، به خاطر عملکردهایشان زیر تابش تیر ملامت قرار خواهند گرفت. همچنین، آب زندگی‌بخش، که مسیحا را تشنه‌تر می‌کند، در حقیقت برای شهیدان زهر می‌شود. شاعر با اشاره به داستان یوسف و کنعان، نسبت به احتمال پیدا شدن محبوبش هشدار می‌دهد و به دو جهانی که جانشان را در روز قیامت جستجو می‌کنند، اشاره می‌کند. معراج ملایک به عشق و نور در شبستان محبوب است. در نهایت، شاعر به ناز و نعیم محبوب اشاره می‌کند که تمام ماتم‌زدگان را میهمان خود می‌سازد. این متن بیانگر عمیق‌ترین احساسات و اندیشه‌ها در مورد عشق، فراق و قیامت است.