غزل شمارهٔ ۱۸۹ عرفی
عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
عزت گیتی اگر صحبت یوسف باشد
نپذیری مگرت میل تاسف باشد
حسدت بر سر امروز به آن می ماند
که یکی ز اهل نظر دشمن یوسف باشد
عالم شهره به علم آفت دین شد، چه بلاست
غلط اندیش که طبعش به تصرف باشد
این همه عالم و آدم که ز معنی عشق است
گر به عاشق نهد این نام ، تکلف باشد
نکته ای چند بگویم ز حقیقت ، عرفی
لیک وقتی که تو را ذوق تصوف باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به مقایسه عشق و عرفان پرداخته و به خصوص به شخصیت یوسف اشاره میکند. شاعر میگوید اگر کسی بخواهد عزت و مقام یوسف را انکار کند، تنها از روی حسادت و غمنانی اوست. همچنین اشاره میکند که علم در صورت نادرست بودن میتواند به دین آسیب برساند. در پایان، شاعر به علاقه به حقیقت و عرفان اشاره میکند، در صورتی که فرد ذوق و شوق لازم را داشته باشد.