نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۹ عرفی

عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

تا به کی معبچه ی می نوش و بیارا ایمان را

تا به کی پیش بری لعمه ی شادروان را

این مزاری است که صد چون تو در و مدفون است

که تو امروز بر و طرح کنی ایوان را

جمله در کشتی نوح اند حریفان در خواب

ورنه هرگز ننشانید قضا توفان را

بحث با رد و قبول بت ترسا بچه است

ور نه از کفر زبونی نبود ایمان را

چون اثر در تو کند عشق؟ که اعجاز مسیح

مرده را جان دهد، آدم نکند حیوان را

جنس دین را چه کساد آمده عرفی در پیش؟

که به جز مرده ز حافظ نخرد قرآن را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نقد وضعیت‌های موجود در جامعه و دین می‌پردازد. شاعر از معشوقه‌ای که بی‌اعتنایی می‌کند و به روابط بی‌مقدار اشاره می‌کند و می‌پرسد تا کی باید این وضع ادامه پیدا کند. وی بیان می‌کند که بسیاری از افراد در خواب غفلت به سر می‌برند و از حقیقت دور هستند. شاعر به بحث بین ایمان و کفر اشاره کرده و می‌گوید که عشق واقعی می‌تواند معجزه‌آسا باشد و انسان را زنده کند. او همچنین انتقاد می‌کند که امروزه ارزش دین و قرآن کاهش یافته و تنها به افراد مرده توجه می‌شود. این متن به نوعی به تجدید نظر در ارزش‌ها و باورها می‌پردازد.