نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۱۰ عرفی

عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

فغان کز سینه دائم آه بی تاثیر می زاید

صباح عیدم از دل نالهٔ شبگیر می زاید

جهان عشق را نازم که سلطان گدای او

بسی دلشاد می میرد ولی دلگیر می زاید

طلب کن دایهٔ کش زهر بیرون آید از پستان

که طفلان هوس را تشنگی از شیر می زاید

مصیبت بین که غافل مردم و فارغ در آن وادی

که مجنون تنگ لیلی بستهٔ زنجیر می زاید

به دلق و برد و تسبیح از ره مرو عرفی

که از تقوای زاهد شیوهٔ تزویر می زاید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان دردها و احساسات شاعرانه می‌پردازد. شاعر از درد عاطفی و ناله‌هایش صحبت می‌کند که بی‌فایده‌اند و از شادی و غم عشق سخن می‌گوید. او عشق را ستایش می‌کند اما به این نکته اشاره دارد که حتی در شادی، غم و دلگیری نیز وجود دارد. شاعر به تشنگی و نیاز به محبت اشاره می‌کند و در نهایت به بی‌خبری مردم از دردهای عاشقانه می‌پردازد. همچنین به نکوهش تظاهر و ریا در دین و تقوا اشاره می‌کند.