نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۲۰ عرفی

عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

خضر اگر بر لب کس منت آبی دارد

بگذر از چشمهٔ حیوان که سرابی دارد

التفاتش به لب تشنهٔ ما نیست، دریغ

هر که جام سخنی، زهر عتابی دارد

همه عاشق نکند دست به زلف تو دراز

هر جنون شوری و هر سلسله تابی دارد

لن ترانی شنود مهتر ما، بی ارنی

این حدیث است که هر وقت جوابی دارد

برگ گل را ندهد زحمت دیبا و حریر

او که چون حیرت دیدار ، نقابی دارد

آسمان گر به جدل پای در آرد به رکاب

رخش ما نیز عنانی و رکابی دارد

نظم عرفی ، تر و تازه است؛ چه عالی ، چه وسط

خار و گل هر چه دهد، حسن شبابی دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوعات عشق و زیبایی می‌پردازد و به نقش و اهمیت آن‌ها در زندگی اشاره دارد. شاعر با استفاده از نمادها و تصاویری همچون "چشمه حیوان" و "لب تشنه" به توصیف احساسات عمیق انسانی می‌پردازد. او به این مسئله اشاره می‌کند که عشق و زیبایی نمی‌تواند به سادگی به دست آید و هر کس باید تلاش کند تا به آن برسد. در نهایت، شاعر بیان می‌کند که زیبایی و عشق همچون گل و خار در زندگی وجود دارند و هر کدام نقشی ویژه دارند.