نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۲۱ عرفی

عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

هر زمان در فتنه خوش نامهربانی می‌شود

این همه غوغا برای نیم‌جانی می‌شود

عشق باغ دل‌نشین دارد، که مرغ دل در او

گر نشیند بر گیاهی ، آشیانی می‌شود

هرکه بنشیند به طرف خوان گردش‌های دهر

گر ستاند یک نواله، میزبانی می‌شود

کیمیاگر نشئه‌ای دارد که داروی مسیح

گر به دستش اوفتد، درد گرانی می‌شود

در رهت غم گر پدید آید به تسلیمش سپار

گر به دست چاره بسپاری جهانی می‌شود

گر به مستی هرزه قانونی فروچیند کسی

در میان مردم عالم زبانی می‌شود

جان فدای همت عرفی که چون جولان کند

گر زمین گیرد عنانش، آسمانی می‌شود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بررسی فتنه‌های زندگی و عشق می‌پردازد. او اشاره می‌کند که در زمان‌های سختی، این فتنه‌ها و ناملایمات باعث ایجاد غوغا می‌شوند و تنها بر سر یک نیمه‌جان محبت می‌طلبند. عشق به عنوان یک باغ دل‌انگیز معرفی می‌شود که دل را به آرامش می‌رساند. همچنین، شاعر بر اهمیت همراهی و میزبانی در گردونه‌های زندگی تأکید می‌کند و بیان می‌کند که توجه به مشکلات و غم‌ها می‌تواند به حل آنها منجر شود. او در نهایت به همت و اراده‌ای اشاره می‌کند که می‌تواند تأثیرات شگرفی در زندگی ایجاد کند و زمین را به آسمان بدل کند.