غزل شمارهٔ ۲۲۵ عرفی
عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خرد، دارالشفا و جهل، محنتخانه میسازد
خراب مستیام، کاین هردو را ویرانه میسازد
چنان شایستهٔ عشقم که بعد از سوختن، گردون
ز خاکم بلبل، از خاکسترم پروانه میسازد
دو روزی یاریت گشتم، مذاقم بیحلاوت شد
مرا جام شراب و گریهٔ مستانه میسازد
چو تنها گردم از غمهای او صد همنشین دارم
میان بیغمان تنهاییام دیوانه میسازد
چو در بیت الحرام آیی، مکن بیعت به او عرفی
که او در کعبهٔ اسلام ، ره بتخانه میسازد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی تضاد بین خرد و جهل میپردازد و بیانگر این است که جهل میتواند به درد و محنت منجر شود. شاعر از عشق سخن میگوید و تأکید میکند که عشقش این قدرت را دارد که حتی بعد از سوختن آسمان، از خاکسترش پروانه بسازد. او به یاد میآورد که در مدت زمان دو روزه یاری، طعم زندگیاش تلخ شده و شراب و گریهاش را به یاد میآورد. همچنین میگوید که در مقابل غمهای محبوبش، احساس تنهایی و دیوانگی میکند. در پایان، شاعر به بیعت نکردن در مکان مقدسی مانند کعبه توصیه میکند و به نوعی هشدار میدهد که خطرات جهل و نادانی در هر مکانی وجود دارد.