نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۳۶ عرفی

عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

با محبت گهر عجز و نیاز افشاند

حسن مغرور برد، دامن ناز افشاند

گرد غم کور کند دیدهٔ جانم هر گاه

دامن عشوهٔ امیدگُداز افشاند

مفشانید به دامان دلم گرد مراد

که بر او طعنه زند، همت و ناز افشاند

آن چه در انجمن اهل صفا جلوه کند

دست هر ذره بر او گوهر راز افشاند

شاهد حسن از آن خون شهیدان طلبد

کان گلابیست که در دامن ناز افشاند

عشق سوزندهٔ جاه است که هرگزمحمود

نتوانست که دامان ایاز افشاند

اثر نیش دهد در دل ریشم ، عرفی

مطرب آن نغمهٔ تر کز لب ساز افشاند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوع عشق و زیبایی می‌پردازد و نشان‌دهنده احساست عمیق شاعر نسبت به معشوق و تاثیر او بر دل و جان است. شاعر به وصف زیبایی و ناز معشوق می‌پردازد و می‌گوید چگونه عشق و نیاز در دل انسان شعله‌ور می‌شود. او همچنین به دشواری‌ها و غم‌های عشق اشاره کرده و از تاثیرات مثبت و منفی آن در روح و روانش می‌گوید. با اشاره به جلال و مقام محبوبان، شاعر به قدرت عشق و زیبایی در زندگی انسانی تاکید می‌کند و در نهایت به تاثیر موسیقی و نغمه‌های عاشقانه در احساسات درونی اشاره می‌کند.