غزل شمارهٔ ۲۳۷ عرفی
عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
برهمن کی ره اسلام از بیم و ستم گیرد
بهل تا سوی دیر آید، اجازت از صنم گیرد
طواف کعبه کردم با دل پر آتش و ترسم
که ناگه شعله در بال مرغان حرم گیرد
اگر آزاد گردد دل ز سوز آتش دوزخ
ز صد دریای آتش ، آفت یک شعله کم گیرد
ز آه سرد زاهد تیره گشت آیینهٔ ایمان
دلا عکسی بیفکن تا فروغ جام جم گیرد
خیال چشم اوچون با خود ازعالم برد عرفی
هزاران فتنه و آشوب در شهر عدم گیرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر درباره جستجوی حق و آزادی دل در برابر بیم و ستم به تصویر کشیده شده است. شاعر از برهمن (یکی از نمادهای ادیان هندو) میگوید که تحت فشار، به سوی بتخانهها میرود. او با دل پر از ترس دور کعبه طواف میکند و به سوز آتش درون اشاره دارد. اگر دل از آتش دوزخ آزاد شود، به همین راحتی از شعلههای آن کاسته میشود. همچنین، زاهدی که درونش سرد و تاریک است، ایمانش را از دست میدهد و شاعر از او میخواهد که تصویری بیفکند تا نور حقیقت به او برسد. خیال و محبت دوست به شدت تأثیرگذار است و گرچه در دنیای عدم قرار داریم، اما این عشق میتواند ایجاد فتنه و آشوب کند.