غزل شمارهٔ ۲۵۲ عرفی
عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ز روی آتش سوزان اگر خاشاک می روید
شهیدان محبت را ، گیاه از خاک می روید
ز چاک سینه ام صد شعله می خیزد، همین باشد
گیاهی کز زمین سینه های چاک می روید
کجا گردد نهان خونریزی چابک سوار من
که گر دستی نگهدارد، سر از فتراک می روید
چه سود از باغ جنت ، جلوه های دوست را نازم
که آن جا جان فشاندن از دل غمناک می روید
از آن آهوی معنی می چرد در وادی مستی
که کشت زهرناک از وادی ادراک می روید
ببین بر زرق زاهد، خندهٔ گل های بد نامی
مبین کز گوشهٔ دستار او مسواک می روید
به هر جا غمزهٔ او تیغ بر کف می رود، عرفی
شهیدی چون گیاه تشنه لب از خاک می روید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی مفهوم عشق و فراق میپردازد. شاعر از سوز و شعله عشق صحبت میکند و بیان میکند که حتی در شرایط سخت و سوزان نیز عشق و محبت زنده میماند و از دلهای زخمخورده برخاستن گیاهان را نماد این عشق میداند. او به تضاد بین زیباییهای ظاهری و درونی اشاره میکند و انتقاداتی به زاهدان و افرادی که ظاهر را مهمتر از باطن میدانند، میکند. در نهایت شاعر به این نتیجه میرسد که عشق حقیقی حتی در برابر سختیها و دردها شعلهور و زنده است.