نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۵۷ عرفی

عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

جان ز شوق لبت شکر خاید

دل به دندان غم جگر خاید

ظن پیری مبر که نغمهٔ کام

بخت بر آب و دیر تر خاید

دل آشفته بخت من تا چند

جای انگشت نیشتر خاید

آن که گیرد مزاج پروانه

شعله چون میوه های تر خاید

بس که یابد حلاوت از پرواز

طائر شوق بال و پر خاید

لب شادی مکید یک چندی

عرفی اکنون لب دگر خاید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عاشقانه و نلسون آورده شده است. شاعر از شوق و خوشی ناشی از لبان معشوق سخن می‌گوید و می‌گوید که دلش را غم و درد می‌خورد. او همچنین تأکید می‌کند که در سن و سال پیری نباید ناامید شود، زیرا زندگی هنوز می‌تواند شیرین باشد. دل آشفته شاعر از بلاهت بخت شکایت دارد و احساس می‌کند که باید به دنبال خوشی و لذت‌های زندگی باشد، مانند پروانه‌ای که از پرواز لذت می‌برد. در نهایت، به این نکته اشاره می‌کند که اکنون زمان تغییر است و باید از زندگی و شادی‌های جدید بهره‌مند شد.