نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۷ عرفی

عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ار نالهٔ شبانه اثر برده‌ایم ما

ناموس گریه‌های سحر برده‌ایم ما

سرمای عافیت نشناسیم کز ازل

در گرمسیر عشق به سر برده‌ایم ما

باد مراد گر نوزد دم به دم چه باک

کشتی ز موج خیز به در برده‌ایم ما

راهی که خضر داشت ز سرچشمه دور بود

لب تشنگی ز راه دگر برده‌ایم ما

سود متاع ما چه بود کز دیار عمر

مژگان خشک و دامن تر برده‌ایم ما

خامی نرفت عرفی و گشتیم بحر و بر

بنشین که آبروی سفر برده‌ایم ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به بیان دردها و مشکلات خود می‌پردازد و از ناله‌های شبانه و گریه‌های سحرین سخن می‌گوید. او به نبود آرامش و عافیت در زندگی اشاره کرده و می‌گوید که هرچند در مسیر عشق قدم گذاشته، اما با چالش‌ها و مشکلاتی روبه‌رو شده است. به تنهایی در سفر و جستجوی خود اشاره می‌کند و به این نکته تأکید دارد که با وجود رنج‌ها، آنها همچنان در تلاش برای ادامه مسیر هستند. شاعر به نوعی از ناامیدی و ناهماهنگی زندگی خود می‌گوید و از خامی و بی‌تجربگی خود در این سفر یاد می‌کند. پایان شعر نشان‌دهنده این است که اگرچه در سفر با مشکلات روبه‌رو بوده، اما هنوز امیدوار است و به دنبال حفظ آبرو و عزت در سفر خویش است.