نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۷۲ عرفی

عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هر کس که در بهار به صحرا برون رود

عیش آن گهی کند که به ذوق جنون رود

عارف به خار و گل چو ببیند به روی دوست

روزی دری گشاید و بیخود درون رود

حربا مجوی، بر اثر عشق رو، که گل

رویش به مطلب است، ولی واژگون رود

سرچشمهٔ تراوش دشنام همت است

هر ماجراکه بر سر دنیای دون رود

دریافتم ز بوی تو عرفی، که بهر گام

صد ره دمی به خانهٔ عرفی زبون رود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی‌های بهار و عشق اشاره می‌کند. او می‌گوید که هر کس به صحرا برود و از زیبایی‌های آن لذت ببرد، در واقع به دنیای جنون‌آمیز عشق وارد می‌شود. عارفان وقتی زیبایی‌های خار و گل را در صورت دوست می‌بینند، به معنای عمیق‌تری از عشق و عرفان دست پیدا می‌کنند. شاعر همچنین بر اثرات عشق تأکید کرده و اشاره می‌کند که زیبایی‌هایی که به‌ظاهر مطلوب به نظر می‌رسند، ممکن است در حقیقت وارونه باشند. او در پایان بیان می‌کند که بوی محبوبش او را به سمت خانه‌اش می‌کشاند و او در هر قدم به عشق نزدیک‌تر می‌شود.