غزل شمارهٔ ۲۷۸ عرفی
عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
دلم در عاشقی با زخم زهر آلود می گردد
که از دنبال درد آوارهٔ بهبود می گردد
به مرهم کلفتی نو می شود، هر گه که می بینم
که داغ سینهٔ پروانه آتش سود می گردد
ز طالع تا قیامت برگ غم دارم ، ولی داغم
که گردون در زمان کامرانی بود می گردد
نگاه تلخ کامان دور دار از لعل او ، یارب
که آب زندگی ناگاه زهرآلود می گردد
ندانم از کدامین باده مستی می کند عرفی
که ناکامی طلب در کعبهٔ مقصود می گردد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر با زبانی عاشقانه از درد و رنج عشق سخن میگوید. او احساس میکند که دلش در عشق به زخمهای عمیق آغشته شده و از هر جای درد به دنبال بهبودی است. هرگاه که داغ سینه پروانه را میبیند، دوباره دچار آتش عشق میشود. او به سرنوشت خود معترف است که همیشه غمگین خواهد بود، در حالیکه دنیا در زمان خوشیها گذران میکند. شاعر از تلخی ماجرای عشق صحبت میکند و نگرانیاش از این است که آب زندگی به زهر بدل شود. در نهایت، او از عدم موفقیت و ناکامی در عشق سخن میگوید و بیخبری خود را از منبع این مستی ابراز میکند.