نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۸۱ عرفی

عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

بنازم شیشهٔ می را ، که خوش مستانه می گرید

سری خم کرده و در دامن پیمانه می گرید

کسی کش کام دل شدآشنای لذت ماتم

چنان گر نوحه سازی گرید، از افسانه می گرید

دل خود را به آن خوش می کند، حسرت کش دنیا

که با خلق جهان در یک مصیبت خانه می گرید

کسی کز وادی عقل و جنون بیرون کشد خود را

نه در معموره می خندد، نه در ویرانه می گرید

مگر آمیزش پاکیزه دارد مهر محبوبان

که شمع اندر میان خنده و پروانه می گرید

کسی کو شیشه ای خالی کند ، تا پر شود چشمش

اگر با ما کشد ساغر، به یک پیمانه می گرید

جهان درمردن دل ، گریه و سوز است ، عرفی را

که گویی در عزای عاشق جانانه می گرید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به تمجید از شراب و تأثیر آن بر دل می‌پردازد. او به تصویرگری شیشه‌ای که از شادی و اندوه می‌گرید می‌پردازد و بیان می‌کند که دل‌هایی که در جستجوی لذت و رضایت‌اند، به خاطر درد تنها یی و حسرت، در مصیبت هم‌چنان می‌گریند. شاعر همچنین اشاره می‌کند که کسی که از عقل و جنون خود فراتر می‌رود، در هیچ حالتی نه می‌خندد و نه می‌گرید. او بر لزوم داشتن عشق پاک در زندگی تأکید کرده و می‌گوید که عشق حقیقی موجب گریه و درد دل می‌شود. در نهایت، او به غم و سوزی که در دنیا وجود دارد اشاره می‌کند و نوعی عزای عاشق را توصیف می‌کند.