نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۸۴ عرفی

عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ز صوت بلبل اندر بوستان فرزانه می گرید

جنون مست از نوای جغد در ویرانه می گرید

در این ماتم سرا، با مصلحت دانی مصاحب شو

که در بازار می خندد، و (هم) در خانه می گرید

شراب های های گریه ام، ساقی قدح می کن

که عاشق بی قدح می گرید و مستانه می گرید

ز اشکش بسترم تر شد، ولی از ناز و استغنا

بدان ماند که بر بیگانهٔ بیگانه می گرید

کجا در روز محنت غمگسار کس شود، عرفی

که می گرید به روز خویش و بی دردانه می گرید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر درباره‌ی غم و اندوهی است که در دنیا وجود دارد و از صداهای مختلفی مانند صدای بلبل و جغد نشأت می‌گیرد. شاعر به ماتم و ناراحتی اشاره می‌کند و توصیه می‌کند که با یکدیگر هم‌دردی کنیم. او از شراب و گریه‌ی عاشقانه صحبت می‌کند و به احساس ناامیدی و غم بی‌پناهی اشاره می‌کند. در انتها، او به این نکته می‌پردازد که در روزهای سخت و محنت، کسی برای خود درد و غمش را احساس نمی‌کند.