نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۰۸ عرفی

عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آواره دلی کو روش خیر نداند

پر آبله پایی که ره سیر نداند

عاشق هم از اسلام خراب است، هم از کفر

پروانه چراغ حرم و دیر نداند

زنهار مکاوید دلم، کاین مغ سرمست

آیین شر و قاعدهٔ خیر نداند

جز با دل عرفی نبرم نغمهٔ منصور

کیفیت این زمزمه را غیر نداند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره احساس آوارگی و درماندگی عاشقانه سخن می‌گوید. شاعر به بیان حالاتی می‌پردازد که در آن، انسان نه به خیر و نه به شر واقف است و در میان این دو حالت سرگردان است. عاشق به نوعی از هر دو دنیا - اسلام و کفر - آسیب دیده و نمی‌داند کدام را انتخاب کند. او به نهی از جستجوی باکی نیست، زیرا در حالتی گیج و مست است و این سرگشتگی باعث می‌شود که نوعی از عشق را فقط با دل خود درک کند و نتواند به دیگری منتقل کند. در کل، شعر حالتی از سرگشتگی و عشق ناکام را به تصویر می‌کشد.