نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۱۵ عرفی

عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

کسی کز فقر جوید کام، درویش کی ماند

دلی که ریش باید، مومیای ریش کی ماند

چو نشتر میخلد پای تمنا در دلم، آری

تمنایی که در دل بشکند، نیش کی ماند

کجا در دل گذارم ناله، وصلش در نظر دارم

کسی کاین صید بیند، ناوکش در کیش کی ماند

تماشای معانی را، اگر چشمی به دست آری

فضولی های عقل اصلاح اندیش کی ماند

ز احسان غم آخر هر سر مویم توانگر شد

کسی کش غم ولی نعمت بود، درویش کی ماند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار به پوچی و بی‌فایده بودن تلاش برای رسیدن به خواسته‌های دنیایی اشاره دارد. شاعر به فهمی عمیق از رنج و غم انسان‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید کسی که به فقر و مسائل دنیوی دلبسته باشد، چگونه می‌تواند به آسایش و آرامش دست یابد. در این شعر به احساس فقدان و ناامیدی از آرزوها و روابط نیز پرداخته می‌شود و نشان می‌دهد که هرچه انسان بیشتر به دنبال خوشبختی دنیوی باشد، بیشتر به نارضایتی دچار خواهد شد. همچنین، شاعر به نتیجه‌گیری می‌رسد که در نهایت، غم و رنج باعث درک عمیق‌تر و غنای روحی می‌شود و به نوعی ارزشمندتر از خوشی‌های سطحی است.