غزل شمارهٔ ۳۲۳ عرفی
عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
به داغ کفر و دین در کوچه و بازار می باید
به خلوت سبحه بر کف، در میان زنار می باید
حکایت های هشیارانه سنجد فهم بدمستی
ولیکن نکتهٔ مستانه را هشیار می باید
بساطی که در آن طرح دو عالم می توان کردن
به دست آورده ام، اندازه و پرگار می باید
اگر در عشق صد توفان بود، مستغنی از نوحم
وگر در عافیت بادی وزد غمخوار می باید
اگر با دوست در گلشن زدی ساغر، گواه است او
نسیم باده و آرایش دستار می باید
محل تنگ است زاهد، گوشهٔ ویرانه می گویم
شما را سبحه و ما را بت و زنار می باید
محبت آفتاب محشر و مشکل که عرفی را
به صحرای قیامت سایهٔ دیوار می باید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به تضاد بین عشق و دین، عرفان و مادیات اشاره میکند. او معتقد است که برای درک عمیق از عشق و معانی آن، باید از ظواهر و قوانین سختگیرانه عبور کرد. شاعر به تمایل انسان به آزادی در عشق و احساسات واقعی اشاره میکند و بر این نکته تأکید میکند که عشق و محبت، شبیه به نور خورشید است که بر همه چیز میتابد و در نهایت هدف نهایی همه چیز است. بهطور کلی، شعر دعوت به رهایی از قید و بندهای اجتماعی و دینی به خاطر عشق و احساسات عمیق انسانی است.