نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۴۰ عرفی

عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

حیف است که دستی به نمکدان تو یابند

زاغان هوس را، مگس خوان تو یابند

ای گل ز صبا راه بگردان که مبادا

مرغان به نسیمش ره بستان تو یابند

باید که رسد جان به لب خضر و مسیحا

تا قطرهٔ از چشمهٔ حیوان تو یابند

آن فتنه که در خون کشد آشوب قیامت

در سلسلهٔ زلف پریشان تو یابند

چون شعر تو عرفی نگزینند؟ که عالی است

هر بیت که در صفحهٔ دیوان تو یابند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساس حسرت و نگرانی شاعر اشاره دارد که مبادا دیگران به زیبایی‌ها و جذابیت‌های او دست پیدا کنند. او از زاغان و مگس‌ها به عنوان نمادانی برای افرادی که به اعمال ناشایست می‌پردازند، یاد می‌کند و از "گل" می‌خواهد که راه خود را تغییر دهد تا دیگران از زیبایی‌اش بهره‌مند نشوند. علاوه بر این، شاعر به ارتباط بین زیبایی و وجود شخصیت‌های بزرگ مانند خضر و مسیحا اشاره می‌کند و بیان می‌کند که باید صبر کرد تا جان انسان به لب برسد تا از چشمه‌ حیات بهره‌مند شود. در نهایت، او به ارزش شعر خود تاکید می‌کند و می‌گوید که هر بخشی از دیوانش که باشد، ارزشمند است.