نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۵۳ عرفی

عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

کی دلم شاد از می ناب و نوای نی شود

آن که از غم شاد گردد، شاد ازین ها کی شود

هر که را سیماب غفلت ریخت آسایش به گوش

کی دلش را چشم باز از نعرهٔ یا حی شود

گر دو رهرو متفق گردند در راه خطر

کاروانی جمع گردد، چون دو منزل طی شود

زاهد بیهوده گو را مانع از هذیان مشو

گوش کن تا بر سر دستان روم و ری شود

آن که جوید سربلندی از مصیبت های عشق

مشت خاکی بر سرش ریزم که تاج کی شود

از نگاه گرم دشنامِ لبِ می گون او

نوش بر لب زهر گردد، زهر در دل می شود

زین که خواهد محو شد عرفی، ز دندان لب ببند

می شود محو این ترنم ها، ولی تا کی شود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره جستجوی شادی و آرامش در زندگی و تأثیر عشق و مشکلات بر انسان است. شاعر از زندگی و چالش‌های آن سخن می‌گوید و به دنبال یافتن دلی شاد و آزاد است. او اشاره می‌کند که تنها کسانی که از غم‌ها عبور کنند و آگاهانه زندگی کنند، می‌توانند به شادی و کامیابی واقعی برسند. همچنین به همبستگی و اتحاد در مواجهه با خطرات اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که نباید از نظرات بی‌محتوا و زاهدان خودساخته دوری کرد. شاعر در نهایت به واقعیت‌های زندگی عشق و دشواری‌های آن اشاره می‌کند، و می‌گوید که انسان باید بداند که حتی در دشواری‌ها هم زیبایی و شادی وجود دارد.