غزل شمارهٔ ۳۵۴ عرفی
عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
دلی کز حسن آن گل، در نظر گلزارها دارد
اگر برگ گلی باشد، درونش خارها دارد
دلیل عصمت زاهد، بدانی زهد و تقوا را
که او در پردهٔ اسلام و دین، زنارها دارد
من و وادی شوق ناوک صید افکنی، کانجا
تذروران حرم را بر سر دیوارها دارد
اگر بادی وزد، چون شعله، بر من، عشق می لرزد
ازین معلوم می گردد که بر من کارها دارد
ز منع انده و تکلیف، خوشحالی در آزار است
زبان شکوه عرفی از چنین آزارها دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و عشق پرداخته و تضادهایی را بیان میکند. شاعر اشاره میکند که گاهی ظواهر زیبای دوستی و عشق به دلایلی میتوانند درونی تلخ (مانند خارها درون گل) باشند. همچنین، هشدار میدهد که زهد و تقوای ظاهری انسانها ممکن است پنهانی دارای نقصها و کمبودهایی باشد. در ادامه، شاعر به تجربههای عاشقانه و اشتیاقهای درونی خود اشاره میکند و بیان میکند که در چنین حالاتی، خوشحالی و رنج به هم پیوند میخورند. در نهایت، شعر از زیبایی، درد و لذتهای ناشی از عشق و زهد سخن میگوید.