غزل شمارهٔ ۳۶۱ عرفی
عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آنان که وصف تو تقریر میکنند
خواب ندیده را تعبیر میکنند
از صدق اهل بتکده هم اعتماد رفت
از بس که اهل صومعه تزویر میکنند
مردان کار راهنشین عباد شد
بازیچهٔ دوستان همه تزویر میکنند
ای بیغمان حذر که ندیمان بزم عشق
طفلان خام را به نفس پیر میکنند
هرچند آشنای رموزند زیرکان
نازک مگو حدیث که تکفیر میکنند
چون اهل راز نکته سرایند گوش دار
زیبق به گوش ریز چو تفسیر میکنند
منکر مشو چو نقش نبینی که اهل رمز
لوح و قلم گذاشته تحریر میکنند
اندیشهای دریغ مدار از دل خراب
کاین خانه به وسوسه تعمیر میکنند
این آه و نالهٔ عرفی از آتش سرشتهاند
مگشای لب، مباد که تأثیر میکنند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر به برخی افراد و گروهها اشاره شده که در بیان حقایق و معارف عشق و عرفان، تزویر و فریبکاری به کار میبرند. شاعر تأکید میکند که کسانی که ادعای درک و فهم دارند، در واقع به تعبیر خوابهای ندیده میپردازند و درصدد فریب دیگران هستند. همچنین هشدار میدهد که باید از دوستان سطحی و بیتجربه دوری کرد زیرا آنها ممکن است بدون درک عمیق، به آسیب زدن به سرشت معنوی دیگران بپردازند. در نهایت، شاعر به ناپایداری آرزوها و اندیشههای بیپایه اشاره میکند و میگوید که نباید به این وسوسهها توجه کرد و باید با احتیاط به سخنان عارفان گوش سپرد.