نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۶۳ عرفی

عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

مجنون که عیشش از غم لیلی شود لذیذ

حرمان به کام او چو تمنا شود لذیذ

حشمت به لذت است ولی که رسد به صلح

کی اضطراب همچو تسلی شود لذیذ

این تلخ گریه را شکرآمیزش کن به خند

تا گریه ام چو خنده به سلمی شود لذیذ

بی تربیت شمائل حسنت کمال یافت

بی آفتاب میوهٔ طوبی شود لذیذ

چون سر کنم حدیث تو با ذوق اهل حال

کاری کنم که لفظ چو معنی شود لذیذ

عرفی چه خوش بود که چو بوسی کنم سوال

مانند بوسه بر لبش از می شود لذیذ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این اشعار به علاقه و اشتیاق مجنون به لیلی اشاره می‌کند. او از اینکه غم و تنهایی‌اش لذت‌بخش است، صحبت می‌کند و بیان می‌کند که حتی در درد و رنج هم می‌توان زیبایی‌هایی یافت. همچنین به تضاد بین لذت‌های دنیوی و آرامش واقعی می‌پردازد و پیشنهاد می‌کند که گریه را با شادی و لبخند آمیخته کند. در نهایت، شاعر از زیبایی‌های عشق و عشق‌ورزی می‌گوید و به تاثیر عمیق این احساسات بر زندگی انسان اشاره می‌کند.