غزل شمارهٔ ۳۶۷ عرفی
عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
جان غمگین مفروش و دل خشنود مخر
نقد همت مده و عشوهٔ مقصود مخر
درد گفتار نگر، گوش به افسانه ببند
شعله را تیغ کن، آرایش با دود مخر
سینهٔ گرم نداری مطلب صحبت عشق
آتشی نیست چو در مجمره ات عود مخر
ذکر معشوق کن و درس فلاتون مشنو
بلبل مست شو و نغمهٔ داود مخر
عرفی از مصلحت کار فراموش مکن
مده از کف به زیان، گوهر بی سود مخر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگری است از احساسات عمیق عاشقانه و نگرانیهای عاطفی. شاعر به کسی توصیه میکند که در دوستی و عشق، غم و دلنگرانی را کنار بگذارد و به جای تمرکز بر ناامیدیها، به زیباییهای عشق و زندگی توجه کند. او از شنیدن داستانهای غمانگیز پرهیز میکند و تأکید میکند که عشق باید با شور و حرارت دنبال شود. به علاوه، شاعر در یادآوری معشوق و لذتهای زندگی به جای فلسفههای خشک و بیمحتوا توصیه میکند. در نهایت، او از فراموش نکردن مصلحت در کارها و ارزشمندی عشق در زندگی سخن میگوید و بر این نکته تأکید دارد که نباید فرصتی را برای عشق و زیباییها از دست داد.