نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۲ عرفی

عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

صد فوج عشوه از نظر من گذشته است

تا شهسوار عشوه گر من گذشته است

چون نگذرد به جور که از راه تجربه

بر ناله های بی اثر من گذشته است

بیچاره عافیت که ز وی تا بریده ام

عمرش به جستن خبر من گذشته است

شادی به دستگیری من آمد، مرا نیافت

صد تیره آب غم ز سر من گذشته است

هر جا که بگذرم به طلب نقش پای غم

کان فتنه خوی بر اثر من گذشته است

عرفی ببزم قدس بر آن نظم گوهرش

کانجا حکایت از نظر من گذشته است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از شاعر ایرانی "عرفی" به بیان احساسات عمیق و دردناک او می‌پردازد. شاعر در آن اشاره می‌کند که در زندگی‌اش، بسیاری از زیباترین لحظات و زیبایی‌های عشق از او گذشته‌اند و او به یاد عشوه‌ها و زیبایی‌های معشوقش می‌افتد. او از ناله‌ها و غم‌هایش می‌گوید که بی‌اثر بوده و به بیان تاسف از این می‌پردازد که عافیت و شادی از او دور شده‌اند. شاعر با حسرت به اتفاقات گذشته و نقش‌های غم در زندگی‌اش اشاره می‌کند و در نهایت بیان می‌کند که در دنیای عشق و زیبایی، حکایت‌های بسیاری وجود دارد که او آن‌ها را تجربه کرده است.