نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۸ عرفی

عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

لب فروبستن ناصح گرهی بر باد است

صد ره این بست و گشادم بر یاد است

گل حسن تو بود در همه جا فصل بهار

بلبل باغ نوا از همه غم آزاد است

آدمی را ز همه چیز نفس منتخب است

در نفس منتخب آن است که با فریاد است

عرفی ار توبه ز می کرد نماند محجوب

توبه ی رند خرابات شکست آباد است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به نکات مهمی اشاره می‌کند. او تأکید می‌کند که سکوت و عدم بیان احساسات تنها بر مشکلات افزوده و هیچ مشکلی را حل نمی‌کند. عشق و زیبایی به مثابه‌ی طراوت و زندگی محسوب می‌شوند و شکوفایی آن‌ها مانند فصل بهار است. همچنین، نیاکان انسان به عنوان انتخاب‌های او تأثیرگذار هستند و فریاد زدن به معنای بروز احساسات و انتخاب‌های درست اهمیت دارد. در پایان، اشاره به توبه و فساد وجود دارد که نشان می‌دهد گاهی عذرخواهی و توبه نیز نمی‌تواند مانع از بروز مشکلات در زندگی شود.