غزل شمارهٔ ۴۲۶ عرفی
عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
کعبه بی ذوق است و یاران را وداعی می کنیم
مژده اهل دیر را کانجا وداعی می کنیم
گر حدیث عشق کم گویی تو با آسودگان
جای منت هست، تحقیق صداعی می کنیم
زهر کو، خون جگر کو، شهد ناب و شیر چند
صبر دشوار است، با رضوان نزاعی می کنیم
در سماع ای شیخ موج از آستین ما بریز
در شهادت گاه او ما هم سماعی می کنیم
شیوه های زاهدان گر در شمار دین بود
غم مخور عرفی که ما هم اختراعی می کنیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف جدایی از کعبه و یاران و همچنین تأکید بر عشق و شوق به معشوق میپردازد. شاعر با اشاره به زهد و دینداری، به نوعی نقد و کنایه به زاهدان دارد و میگوید که با وجود مشکلات و سختیها، او و دوستانش به راه خود ادامه میدهند و استعدادها و خلاقیتهای خود را در ابراز عشق و شادی به کار میبرند. شاعر به تکرار این موضوعات در زندگیاش پرداخته و بر لزوم رهایی از قواعد خشک و رسمی تأکید میکند.