غزل شمارهٔ ۴۳۲ عرفی
عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ما دست دل ز چشمهٔ بهبود شسته ایم
داغی به زهر داغ نمکسود شسته ایم
دل در دعای کام نفس بر نیاورد
زین شعله ننگ، نسبت دود شسته ایم
آسوده تر حسود که ما از ضمیر دل
اندیشهٔ زیان و غم سود شسته ایم
بستیم روی سجده ز محراب آرزو
گرد ریا از در معبود شسته ایم
عرفی چه مایه عجز به هر چشمه برده ایم
تا لوح دل ز بود و ز نابود شسته ایم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به تأثیرات منفی احساسات و اندیشههای منفی اشاره میکند و بر این نکته تأکید میکند که از دردها و زخمهای عاطفی خود فاصله گرفته و تلاش کردهاند که دل را از هر گونه ریا و غم پاک کنند. شاعر به دعا و نیایش برای آرامش اشاره میکند و بیان میکند که به دنبال صفای باطن و رهایی از زشتیها هستند. در نهایت، شاعر بر این باور است که با این تلاش، نارساییها و مشکلات را از دل خود دور کردهاند.