نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۴۳ عرفی

عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما ره نشین مردم دیدار دوستیم

سختی کشیم، حیف که غمخوار دوستیم

هر دم خیال بازی و فکر کرشمهٔ

دشمن تراش خاطر و آزار دوستیم

ای نوحه سنج ناله بر زدی ز لب، که ما

نازک دلان گریهٔ بسیار دوستیم

ما می گزیم شهد ریا را نه زهد را

تسبیح دشمنیم نه زنار دوستیم

در عجز لذتیست، تو در کار خویش باش

ما تشنهٔ شهادت و زنهار دوستیم

ای عندلیب گلبن دستان سرا، که من

منصور نغمهٔ رسن و دار دوستیم

خلوت نشینی از من و عرفی مجو که ما

رسواییان کوچه و بازار دوستیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان احساسات و تجارب عاشقانه خود می‌پردازد. او به خوبی از درد و رنج‌های عشق و دوستی صحبت می‌کند و ابراز می‌کند که گرچه در سختی‌ها به سر می‌برند، اما دل‌خوش به دوستی هستند. شاعر تأکید می‌کند که گرایش به ناز و کرشمه‌های محبوب، در کنار غم و اندوهی که دارد، بخشی از زندگی‌اش است. او با نغمه‌های خود و بیان عشق و دوستی، از دیگران متمایز می‌شود و بر این باور است که دوستی و عشق واقعی را نباید با ریا و زهد اشتباه گرفت. در انتها، شاعر به نوعی پیوند عمیق و غیرقابل انکار میان خودش و دوستانش اشاره می‌کند و از رسوایی و شهرت نمی‌هراسد.