غزل شمارهٔ ۴۴۴ عرفی
عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
باز آ که به ذوق الم آشنا شویم
با شیشهٔ و ز سنگ به هم آشنا شویم
صد بحث غم به یک درم داغ می خرم
زین ننگ با معامله کم آشنا شویم
راز محبتیم ز ما گوش و لب تهیست
حاشا که ما به لوح و قلم آشنا شویم
باید کشید خون شهیدان سبو سبو
تا اندکی به ذوق عدم آشنا شویم
گفتی به راه کعبه کنند آشنا قدم
اول رهی که ما به قدم آشنا شویم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به تمهای محبت، درد و آشنایی با معانی عمیق زندگی اشاره دارد. او از تلاش برای آشنایی با زیباییها (شیشه و سنگ) و همچنین درد و غم (با پرداخت بهایی اندک) سخن میگوید. شاعر میگوید که معنای واقعی محبت را نمیتوان تنها با کلمات و نوشتهها فهمید و برای درک عمیقتری از زندگی باید به تجارب سخت و خون شهیدان نگاهی کرد. در نهایت، او به مسیر کعبه اشاره میکند و بر اهمیت قدم گذاشتن در این راه برای درک حقیقت تأکید میکند.