نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۵۱ عرفی

عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

عمر در شعر به سر کرده و در باخته ام

عمر در باخته را بار دگر باخته ام

ساقی مصطبهٔ عشقم و می ریخته ام

طایر باغچهٔ قدسم و پر باخته ام

العطش می زند از تشنه لبی هر مویم

که قدح های پر از خون جگر باخته ام

شاید ار تلخ کشم ناله ز حرمان سخن

طوطی گرسنه ام تنگ شکر باخته ام

رصد شرع هنر چون نشود محو که من

شش هزار آیت احکام هنر باخته ام

گفته گر شد ز کفم، شکر که ناگفته به جاست

از دو صد گنج یکی مشت گهر باخته ام

صد مصیبت کده در هر سخنم مدغم بود

گریه و ناله پس شام و سحر باخته ام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از ناامیدی و از دست دادن عمر و عشق صحبت می‌کند. او به طور مرتب بر این نکته تأکید می‌کند که عمرش را در عشق و زندگی باخته و حالا با حسرت و اندوه به گذشته نگاه می‌کند. احساس عطش و تشنگی او نمادی از نیاز و آرزوی فراوان اوست که با مشکلات و مصیبت‌ها آمیخته شده است. شاعر همچنین به هنر و آثارش اشاره می‌کند و می‌گوید که در این مسیر نیز خسارات زیادی را متحمل شده است. در نهایت، او بیان می‌کند که در هر یک از سخنانش بار درد و غم را نهفته دارد.