نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۷ عرفی

عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

تاج زر گر بودش فتنه ی از بهر خود است

فتنه این است که در زیر کلاه نمد است

معنی تجربه بشناس و ره تجربه گیر

تا بدانی که تو را ظلم عدالت مدد است

در میانی خزف و گوهرم اندیشه به جاست

من که دی هر که نکو یافتم امروز بد است

گر شود جام بدل شخص مبدل نشود

هر کجا یا صنم آمد به زبان یا صمد است

حسد تهمت آزادی سروم بگداخت

این مرادی است که بر تهمت او هم حسد است

رقم هندسه عرفی منه اشعار مرا

هر جه زین باغ بروید گل سر سبد است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات به مضامینی چون فتنه، تجربه و حقیقت اشاره می‌کند. او می‌گوید که فتنه برای خود فرد است و در زیر ظاهری ساده مانند کلاه نمدی نهفته است. به اهمیت تجربه و کسب شناخت از خود اشاره کرده و می‌گوید که از طریق تلخی‌ها و بی‌عدالتی‌ها کمک می‌گیرد. همچنین به تضاد بین خوب و بد در زندگی اشاره می‌کند و می‌گوید که تغییر ظاهری هرگز تغییر در ذات را به دنبال ندارد. حسد و تهمت را نیز مورد انتقاد قرار داده و در نهایت بر زیبایی و شکوفایی هنر و شعر تأکید می‌کند.