نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۹ عرفی

عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

تا کوکبه ی رحمت جاوید بلند است

بخت طلب و طالع امید بلند است

آوازه ی رندی به جهان پست نگردد

تا زمزمه ی جام ز جمشید بلند است

ما گلخنی یان بس که ز بد نامی راحت

از سایه نشینان گل بید بلند است

چون شیونی یان همدمی ما نگرفتند

از محفل ما نغمه ی ناهید بلند است

عرفی خبر از جلوه ی معشوق ندارد

با ذره بگویند که خورشید بلند است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به وصف حالتی روحانی و وجودی می‌پردازد که با رحمت و امید همراه است. او تاکید می‌کند که تا زمانی که عشق و زیبایی وجود دارد، نام و آوازه‌اش در دنیا پست نمی‌شود. همچنین، بیان می‌کند که در میان مشکلات و بدنامی‌ها، هنوز هم می‌توان به زیبایی‌ها و شادی‌ها دست یافت. شاعر به نداشتن همدم اشاره می‌کند و از این‌که صدای عشق و زیبایی در دل خود احساس می‌کند، سخن می‌گوید. در انتها، شاعر به این نکته اشاره دارد که حتی اگر کسی از جلوه معشوق خبر نداشته باشد، حقیقت و زیبایی آن که همان خورشید است، همیشه وجود دارد.