غزل شمارهٔ ۵۰ عرفی
عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ناله ام پرورش آموز نهال اثر است
ور به دارت بنمایم که سراپا ثمر است
ناله در سینه ی من، یک نفس آرامش نیست
در دل خویش اثر کرد، چه کامل اثر است
رهبر بادیه ی عشق، تو را در هر گام
نیستی پیشتر و عمر ابد بر اثر است
شرم دار، ای نمک، این زخم فریبی بگذار
که دل و چشم من انباشته ی نیشتر است
گرد بازارچه ی عشق بگردم، که در او
عافیت سینه فروش و بلا دشنه گر است
عشق را سینه ی سنگ و دل گرم است ضرور
حسن نقشی است که هر لوحی از آن بهرور است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه میپردازد. شاعر از نالههای خود میگوید که نماد پرورش عشق و امید است و بیان میکند که این نالهها آرامشی در دلش نمییابند. او عشق را به عنوان رهبر راه زندگیاش میبیند و به وفور زخمهای ناشی از درد عشق اشاره میکند. شاعر از بازار عشق سخن میگوید که پر از عافیت و بلایای مختلف است. در نهایت، عشق را به سنگدل بودن نیازمند میداند و زیبایی را همچون نقش و نگار میبیند که بر لوح دل حک شده است.